هاله سحابی، جستجو گر برابری در متون «مقدس»، بر اثر ضربات نامقدس وارده ، جان باخت

مدرسه فمینیستی :  خبر کوتاه است: هاله سحابی، فعال جنبش زنان و قرآن پژوه، در مراسم تشیع پدرش مهندس عزت الله سحابی، کشته شد. به گزارش سایت جرس هاله سحابی در مراسم تشییع پدرش بر اثرضرب و شتم  وارده از سوی لباس شخصی ها درگذشت. هاله سحابی صبح امروز، 11 خردادماه 1389 در صف جلو تشییع کنندگان پیکر مهندس سحابی به رفتار خشونت آمیز نیروهای امنیتی و لباس شخصی ها اعتراض کرده، مورد حمله آنان قرار می گیرد. ماموران مانع طی مسیر برای تشییع پیکر مهندس سحابی شده اند. هاله سحابی که دسته گلی به دست داشته و پیشاپیش همه حرکت می کرده است با ممانعت ماموران مواجه می شود. ولی او می گوید باید از همین مسیر، تشییع جنازه صورت گیرد. با مقاومت او ماموران با وارد آوردن ضربات لگد و … به شدت او را مضروب می کنند . هاله بر اثر ضربات وارده، بیهوش روی زمین می غلطد . برخی از زنان شرکت کننده در مراسم، با مشاهدۀ بیهوشی هاله، به یاری او می شتابند و سعی می کنند با دادن تنفس مصنوعی، وی را تا رسیدن آمبولانس، زنده نگه دارند. پس ازمدتی، آمبولانس می رسد و تن خسته و بیهوش هاله به بیمارستان محلی منتقل می شود؛ اما متاسفانه معالجات بخش اورژانس بیمارستان، نتیجه نمی دهد و در کمال ناباوری و بهت همگان، دختر ارشد مهندس سحابی به شهادت می رسد.


هاله سحابی که بود ؟

هاله سحابی به سال 1334 در خانواده مبارز چشم به جهان گشود. و امروز که او درگذشت فقط 56 سال داشت. او یکی از مبارزان قدیمی ایران بود از قبل از انقلاب سوابق مبارزاتی داشت و همینطور بعد از انقلاب. او از اعضای «مادران صلح» بود و عضو رسمی شورای فعالان ملی مذهبی و قرآن پژوه و از فعالان حوزه زنان بود.

 

هاله سحابی  را در 14 مرداد 1388 در میدان بهارستان و در تجمعی که در مخالفت با برگزاری مراسم تحلیف محمود احمدی‌نژاد در خیابان‌های اطراف مجلس، تشکیل شده بود در حالی که سر و صورتش با زخم باتوم، خونفشان بود بازداشت کردند. پس از آن او را به دو سال حبس محکوم کردند و حکم اش به اجرا درآمد و او در میان زنان زندانی اوین بود تا این که خبر سکته و بستری شدن  پدرش، مهندس عزت الله سحابی، قلب همه را تکان داد. زندانبانان بالاخره پس از چند روز بستری شدن پدرش، به هاله سحابی مرخصی می دهند تا این آخرین روزهای وداع را در کنار پدر باشد.

هاله سحابی یکی از مبارزان پیشکسوت ایران بود. وی حتا از قبل از انقلاب سوابق فعالیت های اجتماعی و فرهنگی داشت و مبارزات خود را بعد از انقلاب نیز پی گرفت.  هاله از دامان یک خانوادۀ شناخته شده و اصیل و مبارز در ایران فراروییده است. او محقق پیگیر و خستگی ناپذیر متون مقدس (قرآن مجید) و از اعضای «مادران صلح» بود و عضو رسمی شورای فعالان ملی مذهبی و از فعالان حوزه زنان بود.

 

هاله سحابی به راستی از معدود زنان قرآن پژوه ایرانی بود که به دنبال اثبات برابری زن و مرد، سال های طولانی از عمر خود را به جستجو و استخراج جایگاه و منزلت متعالی زنان و برابری آنان نسبت به مردان در قرآن مجید صرف کرد. او که به همراه نادر قیداری و لطف الله میثمی کتابی با نام «احد، قله بحران، قله مدیریت» را در 305 صفحه، سال ها پیش منتشر کرده، دغدغه اش در طی سال های متاخر، یافتن راهی برای ورود و اثبات برابری زن و مرد و سرایت دادن آن به افکار بخشی از جامعه بود که امروز ملی ـ مذهبی اش می خوانند.

 

هاله سحابی معتقد بود: وقتي قرآن را با نگاهي زنانه بخواني و دغدغه ات اين باشد كه بخواهي حضور زنان را در قرآن بررسي كني، آن وقت چهره زني را مي بيني كه بر اساس آيات قرآن از منزلت بالايي برخوردار شده است. دسترسي به حق اقتصادي، ممانعت از زنده به گور كردن دختران، و اجبار به ازدواج با آنان نكات مثبتي است كه در تاريخ آن روزگار براي زنان اتفاق افتاد اما تفاسير امروزي بايد شكل متفاوتي پيدا كند به گونه اي كه اگر زن در زمان پيامبر به حق ارثي معادل نصف مرد مي رسيد بايد در اين 1400 سال و بر اساس پيشرفت اقتصادي، اجتماعي زنان، در اين موارد مفسران ما قايل به نگاه تازه اي مي شدند كه متاسفانه چنين چيزي به چشم نمي خورد.»

هاله سحابی در 29 خرداد 1387 در سمیناری با عنوان «زن و دکتر شریعتی» دغدغه ها و پرسش هایش را در سال ها کار و تلاش در حوزه قرآن پژوهی چنین بیان می کند: «آيا هر آنچه در اين كتاب درباره موضوع زنان آمده، براي هميشه بوده است؟ يا از همان آغاز هم تعدادي از اين آيات موقتي بوده‌اند و يا در مدت كوتاهي به آيه ديگري تبديل يافته‌اند؟»

با این حال او معتقد بود: «فضيلتي كه در قرآن آمده معناي عینی و مادي دارد و نه صرفا ارزشي. هر جا در قرآن سخن از برتري و فضيلت كسي بر ديگري است، دليلش غالبا همان برتري ها در امكانات و توانايي هاي دنيايي بوده است. هر جا در قرآن از فضيلت صحبت شده است مراد: روزي، قدرت ، علم ، دانش و مهارت است. مثلابارها از فضيلت هاي قوم بني اسرائيل سخن گفته است يا فضيلت داوود (ع) بر پيامبران ديگر يا … پس برتري ارزشي از اين واژه مراد نمي شود. در اين كتاب معمولابه صاحبان فضيلت امر مي شود تا حقوق «ديگران» را كه محروم ترند رعايت كنند. به آزادان خطاب مي شود رعايت بردگان را بكنند، به ثروتمندان خطاب مي شود، انفاق كنند يا اين كه به مرد براي مراعات حقوق زن سفارش شده است. حتي در آيه 75 سوره نساء آمده است، چرا به خاطر مستضعفان و مردان و زناني كه زير ستم ظالمان قرار گرفته اند نمي جنگيد و آنان را ياري نمي كنيد؟ بنابراين اگر در آن روزگار مرد خطاب آيات قرآن است به اين دليل بوده كه در آن دوره امكاناتي بيش تر از زن داشته است اما اين روزها ديگر فضيلت به معنايي كه در قرآن آمده است صرفا به مرد محدود نمي شود و زنان نيز در جامعه از سطوح مختلف فضيلت برخوردار شده اند. جالب اين است كه در سوره نسا كه درباره فضيلت مردان صحبت شده، اين آيه نيز آمده است كه «هرگز نسبت به فضيلت هايي كه يكي بيش از ديگري دارد حسرت نخوريد و تمنا نكنيد، براي مردان آن چيزي باقي مي ماند كه خود كسب كرده اند و براي زنان نيز همان نصيبي مي ماند كه خود به دست آورده اند» و اين نصيب هم که معناي اقتصادي و مالي دارد مي تواند به معناي امكانات ديگر اجتماعي هم باشد.»

مدرسه فمینیستی یاد و خاطره هاله سحابی را گرامی می دارد و خواهان پی گیری قضایی عاملان قتل این زن برجسته ایرانی است، زنی که جسارت او در کاویدن متون مقدس برای گشودن راه  برای زندگی بهتر زنان کشورش کم نظیر است. و همینطور یاد پدرش، مهندس عزت الله سحابی گرامی باد که مردی مبارز و تاثیرگذار در تاریخ معاصر ایران بود.

 

Advertisements

3 دیدگاه (+مال خودتان را بیافزایید؟)

  1. masoud
    ژوئن 01, 2011 @ 16:03:08

    اين مطلب را فردي به نام سیامک نوشته بود ولي بسيار جالب بود بخوانيد:
    این مردم ابتدایی و عموما بی سواد نپال از ما خیل ایرانیان فرهیخته و دانشگاه دیده بسی جلوتر بودند!آنها دقیقا می دانستند که چکار دارند می کنند! گویا قرار بوده هیئت حاکمه قدرت را پس از دو سال تحویل دهد ولی اینکار را نکرده و الان هشت سال است که بر مسند مانده است. مردم نپال هر هفته یکی دو روز را در اعتصاب و تظاهرات بسر می برد. یکی دو روز قبل از روز اعتصاب , توسط احزاب و گروه های مخالف توسط اعلامیه و یا حتی بصورت شفاهی تاریخ اعتصاب و یا بقول خودشان “استرایک” به مردم کوچه بازار اعلام می شود.در روز اعتصاب هیچ تاکسی و وسیله نقلیهای حتی موتور سیکلت حق تردد در خیابان های اصلی و فرعی شهر را ندارد و الا با بازخواست گروه های مردم که در سر چهار راه ها و معابر جمع شده اند مواجه می شود. تمام مغازه ها بسته می شوند و آنهایی که مشکل مادی دارند به احترام اعتصاب, کرکره مغازه خود را تا نیمه پایین می کشند. کارمندان دولت همه بر سر کار های خود می روند ولی بخش خصوصی فعالانه از فعالیت خود داری می کند. یک روز موتور سیکلتی را کرایه کردم تا با آن به گشت در کوههای اطراف بروم. اولا که صاحب موتور سیکلت از کرایه موتور به من امتناع کرد ولی عاقبت چون توریست بودم با عنوان این که مسئولیت آن بر عهده خود توست آن را به من کرایه داد. نیروی ضد شورش جابجای شهر پخارا حضور داشت ولی هر جا که پلیس بود مردم نبودند و هرجا مردم بودند پلیس نبود! ولی در عوض همه جا پر از اعتصاب بود! باری در مسیر کوتاهی که از خیابان های شهر می گذشتم در سه نقطه توسط جوانان و مردم خشمگین متوقف شدم ولی آنها بعد از اینکه من برایشان لبخند می زدم و با نشان دادن علامت پیروزی به آنها می گفتم که توریست هستم با احترام و شادی به من اجازه می دادند تا عبور کنم. این برنامه دو الی سه سال است مه همچنان بدون خستگی ادامه دارد. آنها مانند آقای خاتمی نبودند تا بجای مردم از هیئت حاکمه بخاطر جنایت های انجام شده عذر خواهی کند! نمی دانم ایشان کی این ملت را بحال خود خواهند گذاشت! بنظر می رسد آقای خاتمی با اینبار با ماسک شورای هماهنگی پنهانی بیانیه می دهند

    ما کشوری دیکتاتور خیز داریم. هر گروهی که بر سر کار بیاید ولو سبز هم باشد با شنیدن بوی نفت فیلش یاد هندوستان می کند و دیکتاتوری را آغاز خواهدکرد. در چنین کشوری اگر قرار باشد برای مبارزه با دیکتاتور به خیابان بیاییم باید هر روز خدا را در حال تظاهرات و درگیری های خیابانی باشیم!

    شما فرض کنید آن پانصد هزار نفری که در روز 25 بهمن بیرون آمده بود دست به اعتصاب زده بود, یعنی جنبش سبز تنها در شهر تهران پانصد هزرا نفر نیروی میدانی دارد و نیروهای نیمه فعال را خدا عالم است!. حال اگر این نیرو دست به اعتصاب زده بود با توجه به اینکه با اعتصاب یک نفر کار دو نفر دیگر هم می خوابدببینید چه نیروی عظیمی و با چه قدرت شگرفی وارد عرصه سیاسی ایران می شد. جنبش سبز دارای خطای استرتژیک است. هفته پیش نپال بودم چنان این مردم نپال با انجام اعتصابات برنامه ریزی شده و با چاشنی تظاهرات خیابانی قشنگ دولت نپال را بستوه می آوردند که من حظ کردم. ولی در ایران فقط تظاهرات پر هزینه را چسبدهاند و ول هم نمی کنند! جین شارپ می گوید بابا !آنچه در ایران انجام می گیرد جنگ نرم نیست! مردم ایران باید بسوی روش های نیرومند و کم هزینه مبارزات مدنی بروند و تظاهرات خیابانی نمی تواند تنها راهکار جنبش سبز باشد.
    آقایان توقع دارند که یک نفر بیاید و حقوق اعتصاب کنندگان را بدهد تا آنها مردم را دعوت به اعتصاب کنند!دریغ از یک روز اعتصاب عمومی که در طول این مدت مدید اعلام شده باشد. در عوض تهییج احساسی مردم وصدور بانیه های پر از آه ناله و شیون و نفرین در دستور کار بوده است. حالا هم که یک شورای بی نام و نشان تازه دارد دنبال دوران طلایی امام راحل می گردد!

    پاسخ

  2. sevda
    ژوئن 03, 2011 @ 21:34:08

    می شود لطفا اثار خانم سحابی را در سایت و یا هر مکانی که قابل نهیه است معرفی کنید

    پاسخ

  3. دنبالک: إيران: ناشطة بحقوق المرأة تموت أثناء تشييع جنازة والدها · Global Voices الأصوات العالمية

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: