بازگشت «نیما» دومین قربانی کودک آزاری به آغوش شکنجه گرانش و جای خالی نهادهای حقوق کودکان / سپیده یوسف زاده

by The Feminist School مدرسه فمينيستي on Thursday, 19 May 2011 at 09:36

http://www.facebook.com/note.php?note_id=10150205480592356

مدرسه فمینیستی: نیما دومین قربانت کودک آزاری ماههای اخیر به خانواده بازگردانده شد…(1) محیط خانواده تنها محیطی است که کودک اعتماد خود را به آن به راحتی از دست نمی دهد. آیا نیما هنوز به مادر و پدرش اعتماد می کند؟‌

حمایت از حقوق کودک تکلیفی است که بر عهده خانواده، سازمانهای مدنی ،ارگانهای دولتی، و سازمانهای بین المللی است. صرف نظر از سازمانهای خیریه که تجربه ای طولانی در ایران دارند عمر سازمانهای غیر دولتی که در ایران که به کار مشغولند – ازجمله فعالیت در حوزه حقوق کودک – بسیار کم است. تاسیس انجمن حمایت از حقوق کودک در ایران از اقدامات کلیدی و تاریخی بود که با اتفاقی ناخوشایند شروع شد:‌‌  شکنجه ای که آرین گلشنی ۹ ساله بر اثر آن جان خود را از دست داد. مرگ‌ آرین بازتاب گسترده ای در روزنامه ها داشت که این بازتاب و شکل گیری انجمن عمدتاً نتیجه فعالیتهای شیرین عبادی بود. اما آرین آخرین قربانی کودک آزاری در محیط خانواده نبود.

متولیان حقوق کودک در ایران چه سازمانهایی هستند؟ 

عمر کوتاه نهادهای مدنی در ایران، ماهیت جزیره ای این نهادها، و ضعف مشارکت و همکاری بین آنها از موانع مهم رشد سازمانهای غیردولتی به طور کلی و سازمانهای غیردولتی کودکان به طور ویژه است. اما در این مقطع زمانی مهمترین مانع فعالیت این سازمانها محدودیت هایی است که از جانب دولت با آن روبرو هستند. با این حساب علیرغم تجربه های غنی و طولانی فعالین حقوق کودک در ایران،‌ موانعی که به آن اشاره شد امکان بهره مندی موثر از این تجارب را نمی دهد.

ارگانهای دولتی از قدیمی ترین دست اندرکارانی هستند که ابعاد مختلف حقوق کودک را هدف برنامه های خود قرار می دهند. آموزش و پروش، وزارت بهداشت، سازمان بهزیستی و قوه قضاییه عمده ترین سازمانهایی هستند که برنامه های هدفمند و مشخص برای بهبود حقوق کودک در ایران را دارند. اما فعالیت آنها هم به طور مستقل از یکدیگر صورت می گیرد و هماهنگی موثری بین آنها وجود ندارد. علاوه بر این، سیاستها و استراتژیهای آنها نیازمند اصلاحات مهمی است که به نظر نمی رسد در آینده نزدیک اتفاق افتد. بنابراین در شرایط بحرانی مثل بازگرداندن نیمای چهارساله که توسط پدر و مادر خود شکنجه شده و آثار ضرب و جرح در همه جای بدن او هست به همان خانواده…

یکی از خلاء های عمده در زمینه حقوق کودک در ایران خلاء سازمانهای بین المللی است. حضور این سازمانها در بیشتر کشورها به انتقال تجربه ها و به روز کردن آنها چه در سازمانهای غیردولتی و چه در ارگانهای دولتی کمک به سزایی داشته است. متاسفانه در ایران سازمانهای بین المللی که در زمینه حقوق کودک از تجربه طولانی برخوردارند فقط برای مدت کوتاهی در شرایط اضطراری حضور داشته اند. حضور سازمان نجات کودکان پس از زلزله بم یکی از این موارد است. موانع کاری که سازمانهای غیردولتی بین المللی در ایران با آن مواجه هستند امکان فعالیتی موثر را به آنها نمی دهد.

و بلاخره صندوق کودکان سازمان ملل تنها آژانس بین المللی متخصص در امر حقوق کودکان است که در ایران مشغول به فعالیت است. صندوق کودکان سازمان ملل در سال ۱۹۴۶ و پس از جنگ جهانی دوم با عنوان صندوق اضطراری بین المللی کودکان تاسیس شد. هدف عمده این سازمان در آن زمان، حمایت از کودکان آسیب دیده از جنگ بود. پس از چند سال منشور این سازمان تغییر یافت تا کودکان و زنان کشورهای در حال توسعه را هم تحت پوشش قرار دهد (2). این تغییر در نتیجه لابی کشورهای در حال توسعه از جمله پاکستان و ایران بود(3).  و از سال ۱۹۵۰صندوق اضطراری حقوق کودک با عنوان صندوق کودکان ادامه کار داد و ماهیت کار این صندوق تا مدتها اضطراری ماند. امروز هم تخصص یونیسف در کشورهای توسعه نیافته عمیق تر است اگر چه از اواسط دهه ۱۹۹۰ فعالیت های یونیسف به امور مربوط به توسعه اجتماعی و اقتصادی معطوف شده است.

گفتمانی که در دهه اخیر در این سازمان در جریان است خروج یونیسف از کشورهایی است که دارای درآمد متوسط هستند. اگر نرخ بالای مرگ و میر زیر ۵ سال؛ درآمد ناخالص ملی و میزان سوء تغذیه حضور یونیسف را در کشورهای توسعه نیافته توجیه می کرد امروز برخی از کشورهایی که از حضور یونیسف بهره مند می شوند واجد شرایط کمکهای یونیسف نیستند. به عبارت دیگر با تضمین حق حیات کودک؛ رشد و تکامل سالهای اول تولد از یک طرف و توانایی کشورها در بهره گیری از منابع داخلی؛ نیاز این گروه از کشورها در امر حقوق کودک به سطح دیگری معطوف است.

اما وضعیت ایران چگونه است؟

 

به طور مشخص مشکلات مربوط به حقوق کودک سه دسته اند:

 

– نابرابری های موجود در خصوص تامین نیازهای اولیه از جمله تکمیل تحصیل ابتدایی دسترسی به خدمات بهداشتی آب آشامیدنی سالم توالت بهداشتی تغذیه و سرپناه. این مشکلات مربوط به زیرساختارها می شوند باز توزیع منابع مالی و سیاست ها و استراتژی های بومی که جوابگوی نیازهای خاص هر منطقه باشد.

– مشکلات حمایتی از جمله کودک آزاری، اعدام کودکان ،کودکان کار و خیابان. این دسته از مشکلات پیچیده تر بوده و نیاز به کارهای ریشه ای تر در خصوص مسایل اجتماعی اقتصادی و سیاسی و فرهنگی دارد.

– مشکلاتی که ماهیت جدیدتری داشته و در نتیجه توسعه کشورها و فرایند مدرنیزاسیون است:‌ از قبیل اچ آی وی؛ نابرابری های جنستی؛ و مشکلاتی که نوجوان به طور خاص با آن روبرو هستند.

به عبارتی دیگر شاخص های توسعه ایران به حدی رسیده است که یونیسف می تواند طبق برآورهای اولیه خود کار خود را در ایران پایان دهد. اما بحث دیگری که در یونیسف در حال شکل گیری است تغییر برنامه ها برای تطبیق با وضعیت کشورهای درآمد متوسط است. و اتفاقاً ویژگی خاص یونیسف این است که پیمان نامه حقوق کودک را راهنمای کار خود قرار می دهد و این پیمان نامه تنها پیمان نامه ای است که حقوق اجتماعی اقتصادی فرهنگی کودک را به حقوق مدنی و سیاسی پیوند می دهد. و به طور بالقوه امکان این تبدیل ماهیت هست.اما سوال اساسی این است که آیا ساختار یونیسف اجازه چنین تغییری را می دهد؟ نکته ی کلیدی در مورد ساختار یونیسف این است: یونیسف خود را پاسخگوی کودکان نمی داند. بلکه پاسخگویی یونیسف به اعضا و هیئت های مدیریتی آن است. اما راه نهادهای مدنی برای پاسخگو کردن یونیسف کاملا بسته نیست. یونیسف به منشوری متعهد است که کودکان و تامین و حمایت از آن حقوق حضورش را در کشورها معنی دار و موجه می کند.

با این مقدمه و با توجه به وضعیت کنونی ایران:‌ محدودیتی که سازمانهای غیردولتی از آن برخوردار هستند که امکان فعالیتهای  ترویجی آنها را به حداقل می رساند؛ با توجه به اینکه فعالین حقوق کودک یا در زندان هستند یا در خارج از ایران (و این روزها جای خالی نسرین ستوده خالی تر از همیشه است) با توجه به لیست بیش از صد نفره ی کودکانی که در انتظار اعدام هستند؛ با توجه به کودک آزاری هایی که در یک ماه اخیر به اوج وخامت رسیده، نقش یونیسف چیست؟‌ نکته غیرقابل انکار این است که یونیسف هم در وضعیت پیچیده ای قرار دارد. و علاوه بر این کار ترویج حقوق کودک کاری بین بخشی است که در فرایندی طولانی به نتیجه می رسد. بنابراین انتظار نمی رود که یونیسف یک تنه نقش منجی را داشته باشد. اما با توجه به اینکه یونیسف خود را پاسخگوی کودکان نمی داند؛ از دخالت در اموری که نیاز به ترویج دارد خجل و محافظه کار است؛‌ در مقابل سه مورد کودک آزاری که حتی روزنامه های محافظه کار به آن پرداخته اند سکوت کرده است… و از طرف دیگر با توجه به هزینه های گزاف حضور این سازمان در ایران ارزش افزوده یونیسف چیست؟ هانیه، نیما و باربد فاجعه کودک آزاری این روزها هستند. یونیسف این روزها کجاست؟‌

پانوشت:

(1) http://www.ir-women.com/spip.php?article9523

(2) http://www.unicef.org/about/who/index_faq.html

(3) http://www.nationsencyclopedia.com/United-Nations/Social-and-Humanitarian-Assistance-UN-CHILDREN-S-FUND-UNICEF.html

Advertisements

۱ دیدگاه (+مال خودتان را بیافزایید؟)

  1. فاطمه
    مهٔ 20, 2011 @ 13:33:31

    خواهش می کنم امکان share کردن این صفحه را در فیس بوک فراهم کنید.

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: