یک عمرنه فقط بودن که نوشتن … / ناتاشا امیری

مدرسه ی فمینیستی : در کارهای ماندگار نام آخرین ها وجو د ندارد اما  اولین ها ثبت می شوند که همیشه معنی بهترین بودن را هم نمی دهند هرچند نمی توان پنهان کرد تاثیرشان بیشتر از بهترین های مقطعی یا غیر مقطعی می ماند. انگار برخی افراد برای اولین بودن برنامه ریزی وچه بخواهندو چه نخواهند برای این کار انتخاب شده اند. اولین بودن  یعنی دارا بودن مجموعه ای از:

خصوصیا ت اخلاقی خاص

اراده

میل و اشتیاق

جسارت

تقاطع هماهنگ راه های تقدیری  

اولین زن فضانورد اگر تا آخر عمرش هم دیگر به فضا نرود اولین باقی می ماند چون خطر ناشناخته بودن فضایی که به آن گام می گذاشت را به جان خرید حتی اگر قابلیت فضانوردهای بعدی بالاتراز او باشد. همین امر به شکلی دیگر در مورد ادبیات هم وجود دارد اما دو مبحث باز می شود : اولین در ادبیات زنانه که بود و به کجا توانست برسد؟

ادبیات کاری واحد در زمانی خاص نیست که تمام شود و آن چه به دست آمده هرچه هم  که بازتاب گسترده ای درمیان اقشار مختلف داشته باشد، ضامن معتبر سال های بعد نویسنده شود. ادبیات روندی مستمر در طول زما ن تعریف می شود و برآیندی است از مجموعه آثار و فعالیت نویسنده اگر تک کتابی نماند یا چنته ی خلاقیتش  خالی نشود…

سیمین  دانشورهم اولین نویسنده ی زن است و هم در فراز تاریخی حدود شصت سال  با حضوری پویا توانست  اولین بودن را با یکی از بهترین ها بودن قرین کند البته کمی عجیب به نظر می رسد که با توجه به  قابلیتی ذاتی زنان برای داستان‌گویی، و رگه های تاریخی شهرزاد و مادر بزرگ های قصه گو این امر در ایران این قدر دیر یعنی در 1327با مجکوعه داستان «آتش خاموش» اتفاق افتاده باشد.

دانشور تلفیقی است از :

استعداد ادبی

تحصیلات آکادمیک

شخصیت خاص

همسر نویسنده مشهوری چون جلال آل احمد بودن

ارتباط با محافل روشنفکری وبزرگان هر عصر

 اما رمان پرفروش سووشون او توانست اثبات کند او  صرفا» اولین زن نویسنده نیست.

ویژگی های کلی سووشون :

ایجاد ارتباط میان ادبیات نوپا و جریانات ادبی بومی

تبیین رویکرد تاریخی   

تبیین رویکرد سیاسی  

 تبیین تحولات اجتماعی منطقه ای فارس در سال‌های جنگ دوم جهانی

تصویر سازی روزمر گی، سنت ها و آداب و رسو م

بازسازی اساطیر کهن لابلای متن (آئین سیاوش کشان ایزد شهید شونده ومظهر سرسبزی که در قالب کیخسرو زنده می شود و نماد مظلوميت و بی گناهی است و فرا رسيدن فصل سرما و برخاک افتادن گياه را خبر می دهد وارتباطش با مرگ مرد داستان یوسف ومراسم خاص عزاداری سياوشان )

بیان تصویری درونی وبیرونی هویت و جایگاه زن در مرحله ا‌ی از تغییر و تحول و تلاش زنان برای خودیابی

باز گشایی آمال نوین با قابلیت حرکت دهندگی به سمت آن ها

ایجاد لایه های درونی و رمزی

 مجموعه ای از معانی متعدد هستی شناختی درد و عشق و انسان مبارز ومفاهیم متقابل و به چالش کشیدن اندیشه‌ها

خطوط و ماجراهای فرعی

واکاوی روانشناختی شخصیت‌های جاندار وواقعی که عملکرد گروه های اجتماعی خاصی را مجسم می‌کنند.

آرایه‌های زبان برای توصیف جزییات و گاه نثری شاعرانه و از پیش اندیشیده شده یا نثری‌ کاربردی تنها برای پیشبرد موضوع

از نظرمن این الگو به شکل نسبی در دیگر رمان های دانشورهم دیده می شود به خصوص که جهان واژه‌های سیمین هما ن زبان سال های دورش است با استعمال بسیاری کلمات که دیگر کارکردی ندارند و نثر را کهنه نشان می دهند اما نمی توان کتمان کرد هیچ کدام به تاثیر گذاری سووشون نیستند انگار عامل دیگری ناشناخته و فراروانی در نوشتن دخالت دارد که می تواند آثاررا از هم متفاوت کند حتی اگریک نویسنده آن ها را نوشته باشد. امامجموعه محورهای متعدد رمان سووشون و هسته های مرکزی آن امکان چندین باره ی تاویل متن، بررسی ساختاری، ارتباط و تحلیل نشانه‌ها وتحلیل معناشناختی را ایجاد می کند وازهمه مهم ترقابلیت نسبی فرا روی از زمان این رمان است رمانی که درسال های پس از آفرینش بارها خوانده شد و توانست با نسل های مختلف ارتباط بر قرار کند به خصوص جمله ی به یاد ماندنی که وقتی جنازه یوسف را شبانه به خاک می‌سپارند مک ماهون در تسلیتی امیدبخش به زری رمان می‌نویسد:«گریه نکن خواهرم، در خانه‌ات درختی خواهد رویید و درخت‌هایی در شهرَت و بسیار درختان در سرزمینت. و باد پیغام هردرختی را به درخت دیگر خواهد رسانید و درخت‌ها از باد خواهند پرسید: در راه که می‌آمدی سحر را ندیدی؟»

و همین نه مانیفست نهایی کار که مبنايي است که رمان یکی از پایه هایش را از آن می گیرد، وظیفهی دیگری هم بر عهده نویسنده می گذارد گرچه او موظف نیست بر اساس عقیده‌ای از پیش تعیین شده به بررسی جهان بیرون بپردازد و در مقابل آن موضع‌گیری کند اما در مکانیسمی ناخود اگاه  آگاهی اش جوهر مرکزی روایتش بسط می یابد تا به مخاطب هم سرایت و در حین لذت بردن از تصاویر رخدادهای رمان امکان گسترش دایره ی اندیشه‌اش را فراهم کند. این شراکت نویسنده و خواننده درامری واحد است که نویسنده به آن اندیشیده و نه تحمیل.

در يك سياق تدريجي، هم راستا با زندگی حرفه ای دانشور نوشتنی که برایش با ارتقا درجه ی علمی هم همراه بود رابطه ميان هنر و ساختار ذهني اش هم رابطه‌اي تنگاتنگ می یابد و ویژگی هایی خاص که اولین شدن را تعریف می کند مسیری دیگر می یابد و زندگی باطنی اش شکل دیگری به خود می گیرد.آن طور که از مصاحبه هایش بر می آید او در تنهایی بیوه گی بعد از جلال آل احمد، به خدا نزدیک تر می شود و معناى اميد كه شمايلى به شکل اندیشه ی موعود می گیرد که حتی در سووشون هم می توان آن را به نوعی یافت و رویکردی غالب در اغلب ادیان هم دارد به شکلی قوی تر درزندگی و داستان هایش جا باز می کند؛ در آينده در آخرالزمان تاریخ موعودى متصور و محقق است با  یك دوره‌ی روشن سعادت بشری …

در تاریخ ادبیات ایران نام دانشور به عنوان اولین ها ثبت شده است چون  برخی افراد برای اولین بودن برنامه ریزی وچه بخواهند و چه نخواهند برای این کار انتخاب شده اند، اما سیمین را نمی توان فقط دریک نقطه از تاریخ بررسی کرد وعلت ماندگاری اش فقط اولین بودنش نیست عمری پوست اندازی و دگردیسی و کسب علم در راه ادبیات است، رسیدن به نگرش و یافتن دیدگاه و ایدئولوژی خاص و مخصوص به خودش است که کمتر نویسنده ای می تواند بماند و به آن دست پیدا کند.

 این نوشته در فیس بوک مدرسه ی فمینیستی منتشر شده است 

Advertisements

در حاشیه

2 دیدگاه (+مال خودتان را بیافزایید؟)

  1. kaveh ahangar
    آوریل 28, 2011 @ 13:09:52

    چقدر برایم زیباست که سپاس بگویم این دو بزرگوار را اما قلبم فشرده میشود که میبینم در حمله دوم تازیان به وطنم حاصل فکر و قلم چنین فرهیختگانی به حاشیه رانده شده و بعضا به فراموشی سپرده شده اند و در عوض ترویج خرافات و روضه های صدیقه و کبرا و خدیجه برروی میز کتاب فروشی ها جلب نظر میکند اری فرهنگ شعرو ادب ما انقدر غنی و پر محتوا میباشد که از دیر باز تحسین بزرگان و کارشناسان جهانی را بخود وا داشته اما جای بسی تاسف است که حکومت ضد ایرانی ملایان دینکار سعی در نابودی ان دارد تا با جلوه دادن منابع بی محتوا و ناشناخته دکان منبری خودرا گرم نگهدارد.من بعنوان یکی از شاگردان و مشتاقان شعر و ادب پارسی بر تمامی پیشتازان و بزرگان و عاشقانش درود میفرستم و امید است در نابودی اخوندها یادواره ان ارزشمندان ایران دوست را گرامی بداریم.

    پاسخ

  2. nazafarin
    آوریل 28, 2011 @ 13:17:02

    ممنون. زیبا و دقیق بود.

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: