سیمین دانشور ، یگانه نگارنده روزگار / آسیه نظام شهیدی

» هر نویسنده ای یکپا مورخ است ، منتها تاریخ نویس دل آدمی در روزگاری خاص «

 سیمین دانشور . گفتگو با هوشنگ گلشیری .مجله ی مفید .سال 66

 مدرسه فمینیستی: درباره سیمین دانشور چه می توان گفت که نگفته باشند؟  از کدام منظر می توان نگاهش کرد که دیده نشده باشد؟ داستانسراست. اندیشمند است. مترجم است. آموزگار است . همراه و همسر مردی که سالیان دراز بر عرصه های اندیشه ی اجتماعی و فرهنگی ایران معاصر تاثیر گذاشته . انسانی ست شریف  که بخاطر بزرگترین آرمان تمام زندگیش یعنی انسان گرایی وانسان  مداری رنج بسیار کشیده با قلمش دادخواهی کرده و غمگسار بسیاردرمندان بوده و هست .یک ایرانیست که  بر  تاریخ، ادبیات، هنر، مذهب، اندیشه ی سیاسی و اجتماعی سرزمینش نه  تنها احاطه و اشراف دارد که با آنها زیسته است .ونیز   پیش از همه ی اینها اما ، او یک زن است . بانویی ایرانی که اصالت و شرافت ومهر و  هنرمندی وذوق و  خلاقیت و وارستگی و نجابت و صبوری و آزادگی را یکسره به نام خود کرده . سیمین دانشور بانویی به تمام ، ایرانیست و در تمام عرصه ها و سویه های هستی و هویتی اش یگانه است .

آیا این نیکبختی چهره ی هنری سرزمین ما بوده که همه ی  عناصر روزگار دست به دست هم بدهند تا در ابتدای قرن ، یعنی  پایان دوره ی کهن و آغاز دوره ای نوین، نزدیک به صد سال پیش ، فرزندی در شیراز چشم به دنیا بگشاید (ادریبهشت 1300) ، در خانواده ای فرهیخته ، زیر سایه ی پدری فرزانه و انسان دوست ( دکتر محمد علی دانشور ) و مادری هنرمند ، نقاش و مدبر ( قمر السطنه حکمت ) پرورش یابد ، به سبب تمکن مالی خانواده و زمینه ی اشرافی آن ، دوران تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در بهترین مدرسه شیراز ( مدرسه ی انگلیسی مهر آئین ) سپری کند ، از گنجینه ی کتابخانه ی پربار پدر بهره مند شود ، با آداب و رسوم سنتی و اشرافی روزگارخود مانوس باشد  ، خانواده ها و افراد خارجی مقیم شیراز را بشناسد و به جهت تسلط بر زبان بیگانه در همان ابتدای نوجوانی با آنان گفتگو و حشر و نشر داشته باشد ، در انواع ورزشهای زمان خود مثل اسب سواری و شنا مهارت داشته باشد و به جهت رشد در نقطه ی خاص جغرافیایی سرزمین مان و در زمانه ای حساس ( درست بعد از کودتای 1299 و اشغال ایران توسط نیروهای متفقین  و تسلط انگلیسیها بر مناطق جنوب از جمله شیراز ) با بسیاری از مسائل سیاسی و اجتماعی پیرامونش آشنا شود؟

آیا این نیکبختی چهره ی هنری سرزمین ماست که این فرزند زمانه ی نوین دختری باشد که به جهت گوهر ذاتی و هوش سرشار و توانایی درونی به بهترین وجه ممکن از این اسباب و سامان  مهیای خانوادگی  بهره بگیرد تا سرانجام واز پی گذراندن  فراز و نشیب ها،  تاجی شود بر فراز قله ادبیات و فرهنگ معاصرایران ؟ آیا این نیکبختی چهره ی هنر سرزمین ماست که بانویی آن را آذین بسته و چراغ روشنایی بر آن تابانده  و جمال و جلال آن را آراسته ؟

آیا هر دختر ایرانی دیگری  که در چنین موقعیت تاریخی و جغرافیایی و در چنین محیطی پرورش می یافت می توانست اکنون چنین جایگاهی در پهنه ی ادبیات معاصر ایران داشته باشد ؟ . پاسخی نداریم . تنها در باره ی سیمین می دانیم و خوانده ایم که در سال 1316 اولین مقاله اش با عنوان ( زمستان بی شباهت به زندگی ما نیست ) در روزنامه ای محلی چاپ شد . درسال 1317در امتحانات نهایی دوره ی متوسطه شاگرد اول در سراسر کشور شد . پدرش دکتر محمد علی دانشور قصد داشت او و برادرش را برای تحصیل خارج بفرستد . اما در آن سالها شاید یا همه چیز مهیا نبود و یا بهر دلیلی چنین امکانی فراهم نشد . در عوض به تهران رفت و در رشته ی ادبیات فارسی در دانشگاه تهران شروع به تحصیل کرد . سیمین ابتدا می خواست در رشته ی ادبیات انگلیسی تحصیل کند اما تسلط نسبی او بر این زبان و نیز شاید دلبستگی او به ریشه های فرهنگی اش سبب شد تا بخواهد دانشش را در حیطه ی هنر و ادبیات سرزمینش وسعت دهد . پس اینجا هم اقبالی دیگر بود برای سرنوشت ادبیات معاصر ایران . سیمین به مطالعه ی  متون کهن فارسی ، سیر اندیشه های عرفانی ،ادبیات و زبان عربی سبک شناسی و نقد و عروض و بدیع و آرایه های ادبی و سایر موضوعات تخصصی رشته ی تحصیلی اش زیر نظر اساتید برجسته آن دوران پرداخت . احاطه به زبان انگلیسی و دوسال مطالعه ی ادبیات فارسی در تهران ،تا سال 1320 داشت دورنمای کم وبیش مشخصی را برای  این دختر اشرافزاده ی مرفه وهوشمند وحساس و هنرمند و  دل آسوده  تعیین می کرد .اما در این سال پدرش را از دست داد .در عین غم و غرورش  ناچار شد برای ادامه ی تحصیل مشغول به کار شود . پس با عنوان معاون اداره ی تبلیغات خارجی در رادیو استخدام شد . در همین زمان برای رادیو مقاله هم می نوشت . همچنین به تدریج داستانها و ترجمه ها و مقالاتش در روزنامه های کیهان ، روزنامه ی ایران و مجلات بانو و امید منتشر شد . دو مقاله ی انتقادی سیمین درباره ی نوشته های علی دشتی و حسینقلی مستعان که در آن روز گاران جزو نویسندگان برجسته ی زمان محسوب می شدند در نشریه ای چاپ شد . سیمین دختر جوان و آگاه جسوری بود که به تدریج با ادبیات نوین غرب آشنا شده بود و دیگر نوشته های رمانتیک نویسندگان ایرانی برایش حد مطلوبی در ادبیات نبود . او در این سالها ی کار و تحصیل و خواندن و نوشتن بتدریج داشت هویتی نو پیدا می کرد . دوری از خانواده و احساس استقلال شخصیتی در اجتماع و محیط دانشگاه داشت پوسته ی دختر اشرافزاده ی آسوده دل و حساس را می درید . پیشگامی و جسارت و نو جویی او سبب شد تا اولین داستانهای خود را گرد آوری کند و به تشویق مرتضی کیوان آنها را چاپ و منتشر کند . به این ترتیب اولین مجموعه داستان از یک نویسنده ی زن ایرانی با عنوان ( آتش خاموش ) در سال 1327 منتشر شد . سالی که سیمین 27 ساله بود و در ضمن انتشار اولین مجموعه داستانش داشت خود را برای نوشتن رساله ی دکترای ادبیات فارسی آماده می کرد . حسن میر عابدینی در کتاب صد سال داستان نویسی در ایران در باره ی اولین اثر سیمین دانشور می نویسد ( در داستانهای آتش خاموش بروز احساسات منزه طلبانه ی دخترانه دیده می شود . هرچند او اولین نویسنده ی  زن ایرانی است  که مجموعه داستان چاپ کرده اما این اولین کار او نشان دهنده ی بی تجربگی او از زندگی و نیز ضعف صناعت داستان نویسی در قیاس با آثار مردان نویسنده است . این مجموعه شانزده داستان دارد که دانشور جوان در این داستانها با احساسات زنانه  به مفاهیمی ازلی و ابدی چون عشق و مرگ و وجدان می پردازد .نویسنده هنوز گویا ضرورت جستجوی مضمون های جدید از زندگی را احساس نکرده است . نیمی از داستانهایش برداشتهایی از داستانهای ا . هنری است و نیمی دیگر به شیوه ی نامه های عاشقانه و قطعه های ادبی . .قهرمان اغلب داستانها دختر تحصیل کرده ی فضل فروش و احساساتی است که از فلاسفه و ادبا نقل قول می کند و در وصف دلدادگی اشک می ریزد . )

اما میر عابدینی  ضمن این قضاوت سخت گیرانه در مورد اولین کار دانشور ، نهایتا اعتراف می کند که 😦 دو ویژگی بی سابقه در این مجموعه دیده می شود یکی نفی عقب ماندگی ایران سنتی در قیاس با پیشرفت های اروپای متجدد توسط یک زن نویسنده و دیگری بروز احساسات زنانه توسط یک زن نویسنده . ) .پس در این نقطه ی زمانی یعنی سال 1327 ،سیمین دانشوردختر جوان تحصیل کرده  ، باهوش و استعداد ،  ادیب  ، اشراف زاده و نسبتا مرفه و سرشناس ، متجدد واجتماعی ، جسور و جستجوگری است که اولین مجموعه داستانش را منتشر کرده و نام خود را با عنوان نویسنده ای جوان و خوش قریحه  و اولین داستان نویس زن ایرانی به ثبت رسانده . اما به گفته ی میر عابدینی و خیلی از منتقدین این اولین مجموعه داستان سه نقطه ی ضعف دارد : بی تجربگی زندگی ، نداشتن مضامین واقعی و تازه و ضعف صنعت داستان نویسی . اینجا هم می توانیم بپرسیم که سیمین چگونه ممکن بود این ضعف ها را رفع کند و در نوشتن توانا تر شود ؟ . او در آن سالهای سخت ، بسیار می کوشید ، کار می کرد ، در حال تنظیم و نگارش  رساله ی دکترایش با عنوان : (علم الجمال و جمال در ادبیات فارسی تا قرن هفتم ) زیر نظر خانم دکتر فاطمه ی سیاح بود . هفته ای دوبار نزد او می رفت نوشته هایش را برایش می خواند و دکتر سیاح که خود از نادره زنان فرهیخته و بسیار صاحب نظر در ادبیلت فارسی و نیز حوزه جدید نقد در اروپا بود مرتب در خواندن و تحقیق و نگارش راهنمایی اش می کرد . غیر از کار دانشگاهی وداستان  نوشتن های مکرر و مداوم  و کار در محیط خارج از دانشگاه مگر سیمین چه کوششش دیگری می بایست می کرد که نکرده بود تا سطح  داستانهایش را به حد مطلوب برساند ؟.آیا در آن زمان خود سیمین می دانست حد مطلوب چیست ؟ آیا می توانست حدس بزند قرار است چه نقشی در سیر تاریخ ادبیات معاصر ایران ایفا کند ؟ . و آیا باز این نیکبختی چهره ی هنری سرزمین ما بود که سرنوشت سیمین را به سویه هایی غیر قابل پیش بینی می برد ؟ . تاریخ ادبیات معاصر گویا کاملا آگاهانه داشت مسیر خود را می رفت و در این مسیر گزینه هایی داشت . در جاده های شیراز اصفهان تهران بود که دو چهره ای با هم مواجه شدند که در  مسیر تاریخ ادبیات و  تاریخ اجتماعی سیاسی و فرهنگی ایران معاصرجریان ساز و تعیین کنندگان  اصلی جهت این مسیر شدند .

مواجهه ی سیمین دانشور و جلال آل احمد بی شک نه تنها در زندگی فردی آن دو تعیین کننده و آینده ساز بود که بر نحوه ی تفکر نگارش و نگاه و تمام فعالیت های بیرونی و درونی آنها هم اثر گذاشت و به تبع فعالیت ها و آثار و نگارش آن دو بر فضای بیرونی و اندیشه های اجتماعی و حوزه های نگارشی و ادبی  چندین نسل هم تاثیر بی سابقه داشت . شاید بعد از جمالزاده و هدایت و نیما این زوج اثر گذار ترین چهره های حوزه های اندیشه و هنر بوده اند . هر چند هر یک در حوزه ی اندیشه و کار خود استقلال تام داشتند اما نمی توان کتمان کرد که یکدیگر را کامل می  کردند . اگر سیمین با جلال آشنا نشده بود و در طی زندگی با او جهان بینی ها ، ایدئولوژی ها ، آثار فلسفی و جامعه شناختی را عمیقا مطالعه و بررسی نکرده بود  ، و نیز اگر به باز نگری جامعه ای که شاید لایه های زیرین آن را خوب نمی شناخت نپرداخته بود ،اگر در چالش عمیق و رودر رو با وقایع سیاسی روزگار خود قرار نگرفته بود   چگونه آن دختراشرافزاده ی  کم تجربه ی احساساتی اما بسیار با قریحه و مستعد و به معنای واقعی فاضل می توانست تنها به فضل خود تکیه کند و آثاری که بی تردید به نحوی در تحول تاریخی  و ادبی دوران معاصر نقش داشته بیافریند ؟. در مقابل در مورد آل احمد نیز چنین می توان گفت . اگر خوی متعادل و صلحجو و صبور و منصف و روح آزاده و بی نیاز و مستغنی سیمین و دانش وسیع او و پهنه ی گسترده و عمیق و بی تعصب نحوه ی تفکر و نهایتا روحیه ی شهودی سیمین نبود آل ا حمد چگونه می توانست روح نا آرام و طغیانگرو سرکش و نحوه ی تفکر ستیزه جو و بد بین و یک سو نگر و ملتهب خود را در مواجهه با وقایع سیاسی و اجتماعی به تعادل برساند  و آرمانهای جهت نیافته وقلم سیل آسا و بی مهار و  اندیشه های جوششی خود را جهت بدهد، مهار کند و نهایتا به آنها  قالبی هنرمندانه و ماندگار ببخشد ؟ . اما اینجا سخن از سیمین است . به سیمین باز گردیم که بعد از در گذشت استاد ارجمندش خانم فاطمه ی سیاح ، ادامه کار رساله را با دکتر بدیع الزمان فروزانفر پی گرفت و نهایتا در سال 1328 در حضور اساتید بزرگ آن زمان و نیز حضور جلال از رساله ی دکترایش دفاع کرد و در همان سال موفق به اخذ درجه ی دکترای ادبیات فارسی از دانشگاه تهران شد . در همین سال کتاب ( سرباز شکلاتی ) اثر برنارد شاو را ترجمه کرد . در سال 1329 با جلال ازدواج کرد و بعد از ازدواج ( طبق قراری که با هم گذاشته بودند ) در 1331  با استفاده از بورس تحصیلی فولبرایت برای مدت دو سال به امریکا رفت . در امریکا در ضمن و تکمیل تحصیل در رشته ی زیبا شناسی در دانشگاه استنفورد موفق شد در دوره کلاسهای داستان نویسی خلاق که تحت نظر (والاس استگنر )که  یکی از مربیان و صاحب نظران خبره ی این رشته بود شرکت کند ، با تکنیک های نوین داستان نویسی و انواع ساختار داستانی آشنا شود و سر انجام گواهینامه ای موفقیت آمیزی از آن دریافت کند . در همانجا بود که دو داستان کوتاه انگلیسی سیمین دانشور در مجله ی ادبی اسپکتاتور و نیز کتاب داستانهای کوتاه استنفورد چاپ شد . این اولین داستانهای یک زن ایرانی بود که در خارج چاپ و منتشر می شد . سیمین در مدت اقامت در امریکا با نحوه ی تفکر امریکایی ها شیوه ی زندگی و خلاصه آنچه جلال مدام در گوش او می خواند یعنی جهان بینی امپریالیسم از نزدیک آشنا شد . در عین تلاش برای یاد گیری دروس  و دقت دروسعت این جهان عظیم رفاه و پیشرفت و تامل در  آنچه پیرامونش می گذشت و اندیشیدن درباره ی جاذبه های زندگی در آن فراخنا ،گویا دوری از وطن و تعهدات بسیار اورا وامیدارد که گاه شکوه کند و در انتظار اتمام دوره و بازگشت به ایران باشد .   در نامه هایی که در طول این مدت بین او و جلال رد و بدل شده است و بعد از سالیان دراز در سال 1383 در چهار جلد از سوی انتشارات نیلوفر چاپ و منتشر شده است نظر گاهها ی سیمین و نحوه ی زندگی و سلوک او بیان می شود . این نامه ها که خود دفتر دیگری از کارنامه ی پر بار سیمین در نگارش است با قلم شیرین و لحن صمیمانه و نظر تیز بین اونگاشته شده . طنز خاص و بیان بی پرده ی و احساسات صادقانه ی او این نامه ها را  بسیار خواندنی کرده است .همینجا بد نیست قسمتی از نامه ی او را بخوانیم:

 » 17 اکتبر / 25 مهر ماه 1331      – و اما جلال عزیزم دو کاغذت یکی دیروز و یکی امروز رسید . کاغذی که پنجشنبه 9 اکتبر پست کرده بودی دیروز رسید و کاغذ 10 اکتبر یعنی 18 مهر ماه امروز یعنی 17 اکتبر رسید . بنابراین وضع کاغذ نویسی ما از این قرار بشود که من هفته ای دو کاغذ از تو دریافت بکنم …….این خوب است و از این جهت بسیار شاد و شنگولم . زیرا از این به بعد مرتب از تو نامه خواهم داشت ….نوشته بودی دیگر چنان خود را غرق کار خواهم کرد که حتی به تو هم فرصت نامه نوشتن نداشته باشم .اگر می خواهی مرا بکشی این کار را بکن . آیا می خواهی این تنها مایه ی امید من را هم از من بگیری ؟ پس من در این شهر سگ ساران در این دیار سر سام و بی محبت به چه چیز دلخوش باشم ؟ .فقط یک مورد را برایت نقل می کنم تا ببینی اینها به چه حد بی محبت اند . چند روز پیش سر کلاس دختری حالش بهم خورد .شب قهوه زیاد خورده بود و بیداری کشیده بود و سناریو را نوشته بود و صبح سر کلاس نتوانست سر پا بند شود و حالش بهم خورد .از کلاس بیرون رفت و هیچ کس هم نپرسید خرت به چند است ؟ .کلاس تمام نشده من رفتم از او پرسیدم چته ؟ و دستش را گرفتم مثل کوره می سوخت .گفتم غصه نخور …بردمش به کافه مدرسه بعد او را سوار اتوبوس کردم و به خانه اش رساندم .در اتاقش خواباندم و یک آسپرین به او دادم . خودم غالبا می خورم . زیرا گاهی واقعا هیچ چیز تسلی ام نمی دهد و دلم می خواهد بترکد . …..کلاس  را از دست دادم ولی امروز که به کلاس رفتم نمی دانی معلم چقدر از من تعریف کرد و گفت شرقیها چقدر با محبتند . جلال در این مملکت چیزی که پیدا نمی شود محبت است و چیزی که من تشنه ی آنم محبت است …..اما راجع به سناریو نویسی ….این کلاسی که گرفته ام بکلی سناریو نویسی است . بنا هست سه سناریو بنویسم .سناریوی اول را نوشتم . خوب نشد . سی گرفتم . ولی این سناریو که نوشتم معرکه کرده ام و ای گرفتم . اولی را بلد نبودم و طرحم خوب نبود . و نتوانستم خوب حلاجی کنم . ولی دومی را خوب .بهتر از خود امریکایی ها نوشتم . معلمم گفت که ایرانیها چه استعدادی دارند .حیف که ما هیچ چیزی نداریم . نه معلم . نه مربی نه سواد متدیک . مثل گیاهی خود رو هستیم که شاید یکی شان  تصادفا گل بکند . ……»

 و در میان این گیاهان خود رو این سیمین دانشور است که گل می کند . سیمین در 1332 به ایران باز می گردد . دستاورد او از این سفر یکی تسلط کامل او به زبان انگلیسی ، آشنایی هرچه بیشتر او با ادبیات نوین غرب و مهمتر از همه ، احاطه به تکنیک داستان نویسی بود . اما هنوز جبران دو نقیصه ی دیگر باقیست تجربه ی زندگی و یافتن مضامین تازه .نیمی از  تجربه ی زندگی را هم این سفربه کوله بار داشته هایش افزون می کند و تاحدی رفع نقیصه ی تجربه است . اما بازگشت او تازه بقول فروغ ( درک هستی آلوده ی زمین است ). اولین سالهای زندگی او با جلال وباز گشت او از امریکا درست مصادف است با یکی از بحرانی ترین دوره های سیاسی تاریخی ایران . شکست آرمانهای حزبی چپ گرایان و راست گرایان رادیکال . متلاشی شدن احزاب سیاسی . کودتای 28 مرداد 1332 . خلع مصدق . منحل شدن حزب توده . قلع و قمع روشنفکران و نویسندگان و  آزادیخواهانی که بعد از کودتای رضاخانی از تشکیل یک حکومت ملی و جمهوری آزاد با قوانین عادلانه مایوس شده بودند و در پی این یاس ناشیانه در دام انواع احزاب وابسته به بیگانه بودند و تمام آرمانهای خود را در تشکل های حزبی و گروهی و اندیشه های مارکسیسم می دیدند و یا در طرف مقابل به اندیشه های افراطی مذهبی روی آورده بودند و نیز کسانی که تجلی تمام خواسته های خود را در وجود رهبری چون مصدق می دانستند همه و همه  بار دیگر با سقوط دولت مصدق ناامید و ناکام شدند .  زندگی سیمین دانشور به تبع جلال که خود در میانه ی میدان بود رابطه ی تنگاتنگی با سیاست و اوضاع و احوال دولتمردان وسیاست پیشه گان و شرایط اجتماعی پیدا کرده بود . جلال پیش از آمدن سیمین با فروش لوازم سیمین و به اصرار او خانه ای ساخته . اما به جز این خانه آنها چیزی نداشتند  . ممر معاششان قلم بود .در آن زمان  آنها هر دو از سقوط مصدق افسرده اند اما چاره ای نیست و باید زندگی کنند . سیمین به تدریس در دانشسرای عالی هنر  دختران و پسران می پردازد و نیز به کار مداوم ترجمه . ترجه ی باغ آلبالو و داستان دشمنان چخوف و نیزکتاب (کمدی انسانی ) ویلیام سارویان و نیز داغ ننگ ناتانیل هاثورن . تا 1334 به همین نحو زندگی می کنند . این دوران یعنی از 1330 تا 1340  را ناقدان و پژوهشگران دوران رکود و افول خلاقیت های هنری نویسندگان ایران می دانند . فشار حکومت و اختناق و سخت گیری های شدید اداره ی اطلاعات وامنیت و سانسور مجالی برای بروز آفرنش های هنری نمی گذارد . اگر اندیشه ای بروز می یابد آنقدر غامض و در لفافه است که خواننده ای ندارد . همه ی تولیدات فرهنگی برای ارتزاق هنرمندان یا رو به سوی ابتذال میبرند یا اندیشه های پریشان و گنگو بسیار نامفهوم هستند که ماندگار نمی شوند . جریان روشنفکری از توده منقطع می شود . تنها مفری که برای هنر مند و اندیشمند شریف می ماند ترجمه است و تدریس . در این زمان آثار ارزنده ی ادبی جهان به فارسی ترجمه می شود . خود جلال هم از زبان فرانسه به این کار مشغول می شود .سیمین هم که در ترجمه بسیار خبره است . ترجمه ی آثار چخوف چه بر خود دانشور و چه بر نویسندگان و مخاطبان بسیاری تاثیری ماندگار و ثمر بخش دارد . جهان داستانی همراه با دست و پنجه نرم کردن با زبان و متون مختلف ، و نیز تجربه هایی که در طول زندگی با جلال در سفرهای مختلف چه در گوشه کنار ایران و چه در سفری که با جلال به اروپا دارد و  نیز آشناتر شدن دانشور با لایه های زیرین زندگی توده ی مردم و نابسامانیهای طبقات و اقشار مختلف اجتماع چه شهری چه روستایی ، آگاهی هرچه بیشتر او از اوضاع و شرایط سیاسی و اجتماعی و نظریه های مربوط به آن و نیز سیاست های حاکم بر ایران و سایر کشور ها و حکومت ها و انواع علل و عوامل پیدایش تغییرات و دگرگونی های اجتماعی و دسیسه های سیاسی و تجزیه و تحلیل شرایط همراه با جلال نظر گاه او را وسیع ترو قدرت آفرینش را در او بارور  می کند . هرچند همواره دیدگاه مستقل اندیشه ی متعادل و انسان گرا و آزاد منشش را حفظ می کند اما مجموعه ی  شرایط  بیرونی  گویا  تمام  سلولهای مغزی و روانی  او را  به سمت و سوی خلاقیت و فرایند درست آفرینش می برند . دستمایه هاو  مضامین اجتماعی ، تاریخی و فرهنگی و خلاصه تمام ابزار لازم بعلاوه ی داشته های قبلی سیمین که عبارت بود از تسلط بر تکنیک و ساختمان داستان و قلم توانا و قدرتمند جمع می شوند تا هنرمند یگانه ی درون او را شکل بدهند و او را آماده ی خلق و آفرینش کنند . سرانجام در سال 1340 دومین مجموعه داستان سیمین دانشور با عنوان ( شهری چون بهشت ) چاپ و منتشر می شود . این مجموعه شامل ده داستان است با عنوانهای : شهری چون بهشت – عید ایرانیها – سرگذشت کوچه – بی بی شهر بانو – زایمان – مدل – یک زن با مردها – در بازار وکیل – مردی که برنگشت و صورتخانه است . بی تردید اکثر داستانهای این مجموعه از ماندگار ترین ، قوی ترین وخوش ساخترین داستانهای ادبیات معاصر هستند . داستان شهری چون بهشت روایت مهر انگیز دختر سیاهیست که در خانه ای نیمه اعیانی کلفتی می کند .از کودکی  سرجهاز بانوی خانه بوده .شبها  تنها در رویاهای دور و درازش در قالب قصه هایی که برای سه بچه ی و مخصوصا پسر کوچک خانواده می گوید تسلا می یابد . مادر مهر انگیز باجی دلنواز هم له له ای بوده که او هم معلوم نیست کی به خانه ی اربابهایش آورده شده  . علی پسر کوچک خانواده سخت دلبسته ی او و قصه هایش است . لحن دردمند و  قصه گوی مهر انگیزبا  ساد گی و معصومیت علی رابطه ای غریب پیدا می کند . در این میان حاجی ارباب خانه با مهر انگیز رایطه پیدا می کند و مهر انگیز هم راه گریزی نداردتا تن دهد . مادر خانواده هم که کینه ی مهر انگیز را به دل دارد خشم  اش را با آزار های مداوم  نثار او می کند . همه در این خانه پنهانی رنج می کشند . و تمام آدمها به نوعی ناکام اند و انگار آرزوها هیچوقت متحقق نمی شود . در تمام این ده داستان راوی سوم شخص و دانای کل است واما شیوه ی روایی دانای کلی که دانشور از آن استفاده می کند یک دانای کل همه چیز دان و اندرز گو و قضاوتگر نیست .یک نمایشگر بی طرف است که همه چیز را نمایش می دهد و با استفاده از لحن ها و حرکات و فضا سازی ها و دیالوگ ها تاثیر شدیدی بر مخاطب می گذارد . داستان صورتخانه که شخصیت اصلی آن سیاه بازی ست که در یک نمایشخانه بازی می کند و پنهانی به بازیگر دیگری علاقه دارد با بازی های فی البداهه در صحنه ی یک نمایش و بیان رنج های پنهان این طبقه ی اجتماعی در قالب و لابلای نقش ، شخصیت پردازی قوی دانشور را به نمایش می گذارد . داستانهای زیر بازار وکیل ، بی بی شهر بانو، مردی که برنگشت ، عید ایرانیها همگی پرداختی قوی دارند که با وقایعی بضاهر ساده و رئال و نمایش بسیار درخشان واقعیت با ظرافت و هوشمندی  مخاطب را  به لایه ی زیرین داستان می برد که  یک جهان بینی انسانی  را بی شعار زدگی درونمایه ی اثر می کند  . داستان صورتخانه به همراه چند داستان دیگر از دانشور مدتی بعد به انگلیسی ترجمه می شود . انتشار این مجموعه داستان جایگاه دانشور را در داستان نویسی ایران تثبیت می کند . در این سالها او علاوه بر کارهای و فعالیتهای دیگر به ساخت و پرداخت اثر دیگری مشغول است . سال 1348 سال بسیار غریبی برای دانشور است . سالیست که بزرگترین اثر او که که یکی از بزرگترین رمانهای ادبیات معاصر ایران است یعنی سووشون آماده ی چاپ و انتشار و در همین اثناست که جلال آل احمد نیز  در می گذرد . انتشار سووشون یک حادثه ی بزرگ ادبی در ایران و پدید آورنده ی یک جریان ادبی مهم در ادبیات معاصر  است که این دولت فرخنده ایست برای سیمین   اما از طرف دیگر مرگ جلال او را می شکند . با اینحال او صبور و قوی است . سووشون که یک رمان به ظاهر تاریخیست که با استفاده از زاویه دید معطوف به یک زن (زری ) بیان می شود شرح دوران تلخ حضور متفقین در ایران و اشغال تمام سرزمین به بهانه ی گذر از مرز ایران است در کنار بسیار مصائی که به بار می آورد همسر زری یوسف شخصیت خان روشنفکر و آرمانگرا را نیز از او می گیرد . این رمان که به طرز عجیبی پیشگویانه است در کنار قدرت خلاقه ی سیمین در توصیف و شخصیت پردازی و اجرای دقیق طرح یک داستان با تمام اجزا و اسکلت و عناصر روایی ، حاکی از اشراف او به وقایع تاریخی و میزان مطالعه و کوششی است که در راه باز آفرینی این واقعه نیمه تاریخی نیمه داستانی انجام داده است . این رمان چه در زمان انتشار و چه بسیار بعد و نیز تا هم اکنون بسیار مورد خوانش و باز بینی قرار گرفته . به شانزده زبان دنیا ترجمه شده  و به جهت ساختمان چند لایه ی رمان و بسیار ویژگیهای آن تاکنون مانندی در حوزه ی ادبیات داستانی ایران پیدا نکرده . این رمان پر مخاطب ترین رمان ادبیات معاصر ایران بوده است .

سیمین دانشور  سالهای تنهایی بعد از جلال  را با تدریس و نوشتن وترجمه و بحث ها و راهنمایی های ایدئولوژیک با شاگردانش می گذراند . فضای دهه ی 50 از تمام دورانها رعب آورتر و خفقان تر است . سرکوب ها شدید تر و اندوه و حسرتها بیشتر .اما اینبار لایه های اندوه و عقده های فروخورده و شرایط اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی  آنچنان تحمل ناپذیر است که حادثه ی بزرگ دیگری در تاریخ ایران رقم می خورد . بعد از انقلاب اسلامی  سیمین دانشور به تقاضای خود از سمت دانشیاری دانشگاه تهران بازنشسته می شود . حاصل کارهای او در این مدت مجموع چهل مقاله و هزاران صفحه جزوه ی درسی .همچنین  چند مصاحبه و نقد و ترجمه. بنال وطن اثر آلن پیتون در همین سالها منتشر می شود . در سال 59 سومین مجموعه داستان دانشور با عنوان به کی سلام کنم که آنهم مجموعه ایست با ده داستان که هریک با پرداخت های درخشان همچنان قدرتمندی اورا در عرصه ی داستان به نمایش می گذارد . داستان سوترا ناخدای اسرار آمیز جنوبی که مرام و مسلکش آمیزه ای از تمام آیین هاست یکی از برجسته ترین آثار داستانی دانشور است . داستان پریشان گویی زنی میانسال در به کی سلام کنم و  نیز داستان تیله شکسته  -چشم خفته – مار و مرد – انیس – درد همه جا هست – یک سر و یک بالین – کید الخائنین  ، داستانهایی هستند که  بازتاب جامعه ای بیمار و کوژو علیل است . سنت ها ، اختلاف آراو و سرکوب های دوباره و  نگون بختی ها یی  که جامعه هنوز به آنها دچار است درونمایه های این داستانهاست . .تنها داستان سوترا داستانیست که سایه ای از امید در آن هست . بعد از این مجموعه داستان سیمین دانشور تا مدتها سکوت می کند . در آثار قبلی او یعنی از شهری چون بهشت و سووشون تا به کی سلام کنم  به وضوح نگاه او تا حدی تحت تاثیر آل احمد است.  هرچند سیمین از همان ابتدای آشنایی و در تمام طول زندگی و کار مشترک نویسندگی از جلال اعلام استقلال کرده بود .نه از نظر نثر و شیوه ی نگارش مطلقا تحت تاثیر او بود و  نه از حیث اندیشه و ایدئولوژی و  حزب بازی و جهان بینی و حتی سبک داستان نوسی اش از جلال متمایز بود . در جایی نوشته شده آنها کارشان را برای هم می خواندند اما جلال مطلقا اجازه نداشت در کارهای دانشور دست ببرد یا آنها را اصلاح کند .

بعد از گذشت چندین سال از انقلاب و باز همان شکست انواع ایدئولوژی ها در ایران و فروریختن دوباره آرمانها در دهه های شصت و هفتاد سرانجام دانشور به نگاه خاصی از جهان می رسد . . این نگاه به گفته خودش در یکی از مصاحبه ها نگاهی بود کاملا نسبیت گرا . علیرغم اینکه دانشور عمیقا یک انسان اخلاق گراست و شاید این به جهت بنیاد های تربیتی اش باشد اما دیگر نسبت به تمام آرمانها و ایدئولوژی ها پشت می کند . به نوعی نگاه رستگارانه و عرفانی خاص و تلقی منحصر بفردی از جهان می رسد که باعث می شود تا سرانجام دومین رمان او( جزیره ی سرگردانی) در سال 1372 چاپ و منتشر شود .سوای تغییر دیدگاها سیمین دانشور این بزرگ بانوی داستانسرای ایران ، شگفتا که  دانشور در حوزه ی فرم و تکنیک  همچنان پیشتاز است . تنی چند از منتقدان چپ گرا به این رمان ایراد هایی گرفته اند اما همین منتقدان معترف بوده اند که دانشور در این مرحله از داستان نویسی از شیوه پست مدرن استفاده کرده است .با برشمردن ویژگی هایی که در اثر به چشم می خورد و با مقایسه ی این ویژگی ها با شاخصه های آثار پست مدرن دو رمان پسین خانم دانشور در زمره آثار پست مدرن ادبیات معاصر ایران قرار می گیرد :چیرگی ذهن بر عین – عدم اصل قطعیت و نسبیت گرایی – آرمان ستیزی – کثرت گرایی و چند صدایی – طنز – تاکید بر نقش خلاق ذهن – گزینش هستی شناسی بر شناخت شناسی – تمرکز گریزی – حضور نویسنده – آمیزش نظم و نثر – جابجایی تاریخی و… رمان( ساربان سرگردان ) خانم دانشور نیز که ساختاری به همین نحو دارد در سال 1380 منتشر می شود . در میان این دو رمان مجموعه داستان کوتاهی با عنوان از( پرنده های مهاجر بپرس) در سال 76 از ایشان چاپ می شود . نیز مجموعه ی مقالات سیمین دانشور در مجلدی نه کاملا کامل در سال 75 چاپ می شود . و سرانجام نامه های جلال و سیمین در چهار مجلد از سوی انتشارات نیلوفر به سال1383 .

و بهرحال باز هم باید گفت: درباره سیمین دانشور چه می توان گفت ؟ بیش از پنجاه مقاله اعم از گفتگو ، نقد ، مصاحبه ، بررسی، تحقیق در باره ی او بصورت رسمی در نشریات و مقدمه های برخی کتابها ، و ویژه نامه ها ، فهرست بندی شده است . و این تنها فهرستی از آثار افراد صاحب نام در باره ی اوست . چه بسیار نقد ها و بررسی های در خور توجه که  رسما در این فهرست ها نیامده اما هر جا در جستجوی  سیمین دانشور باشی و با سخت کوشی و اشتیاق ، به آنها بر می خوری . این خود نشان دهنده ی میزان تاثیری ست  که پیدا و پنهان بزرگ بانوی قصه گوی درد آشنا و این ایرانی روشن ضمیر و آگاه بر پهنه ی گسترده ی جامعه ی جستجوگر و فرهنگ دوست ایرانی داشته است . بعلاوه در این فهرست ها جای اسامی بسیاری پژوهشگران خارجی و مقالات آنان خالی است .همچنین  در مقولات  داستان نویسی ، هنر ، سیر اندیشه ی معاصر ، تحیقات دانشگاهی ،بطور اعم  نیز کمتر کتاب پژوهشی ست  که نام او در آن برده نشده باشد.

از میان مطالبی که بطور اخص به دانشور اختصاص دارد می توان به نقد هوشنگ گلشیری با عنوان ( جدال نقش با نقاش  – در ویژه نامه ی تکا پو – بهمن 72 ) . مقاله ی ( کشف تاریکی ) از مسعود طوفان . مقاله ی دکتر حسین پاینده با عنوان (سیمین دانشور : شهرزادی پسامدرن –نشریه ی ادبیات و فلسفه – دی ماه 81 ).جشن نامه ی سیمین دانشور با عنوان بر ساحل جزیره ی سرگردان به کوشش علی دهباشی ( ویژه ی بخارا – 1248 صفحه ) . گفتگوی فرزانه ی میلانی با دانشور در مجله ی الفبا ( به مدیریت غلامحسین ساعدی – پاریس – 1362 ) – گفتگوی سیمین دانشور با ناصر حریری در کتاب هنر و ادبیات امروز ( 1366) – گفتگو بامجله ی گردون ( 1373) – نقد حورا یاوری در باره ی جزیره ی سرگردانی دانشور و نیزبطور اعم در پژوهشهای ادبی  بسیار بررسی ها یی در باره ی او از : جلیل دوستخواه ( در باره ی شهری چون بهشت – راهنمای کتاب )- تورج رهنما –( خشکسالی های باغ ) – عیسی اربابی ( چهار سرو افسانه )  – هاله اسفندیاری( نیمه ی دیگر –ایرانشناسی )  – سیمین بهبهانی ( یاد بعضی نفرات )  – حسن میر عابدینی ( صد سال داستان نویسی ) –  زهرا خانلری – لیلی ریاحی – کیوان سپهر – احمد فاضلی – پوران فرخزاد – محمود معتقدی – فرزین یزدانفر – محمد رضا قانون پرور – جواد اسحاقیان (سیمین دانشور : درنگی بر سرگردانی های شهرزاد پسامدرن ) ……و نیز تک گویی هایی در باب سیمین دانشور از : دکتر قمر آریان- منصور اوجی – مهین بهرامی – صدیق تعریف – پرویز خائفی – دکتر انور خامه ای – حسین منزوی ( شاگرد دانشور ) جمال میر صادقی – پرتو نوری اعلا – عبدالحسین دستغیب و …..

و سر آخر اینکه هریک از آثار خرد و کلان دانشور بررسی طولانی و دقیق و کارشناسانه ای را می طلبد . اما حتی خواندن هریک از داستانها و رمانها بی نگاه نقادی بخودی خود چنان تاثیر گذار و پر جاذبه است ک هر خواننده ی حرفه ای و غیر حرفه ای را مدتها اسیر خود می کند . و نیز برای خواننده ی حرفه ای و یک داستان نویس در سهای آموزشی گرانقدری ست که دیده بینا و ذهن های جویا را وادار می کند بروز و تجلی زیبایی را دریک اثر داستانی و کاربرد زبان فارسی را با تمام امکانات وسیعش که تنها سیمین قادر است آن را به اجرا در آورد در خلال  متن ها ببیند و بیابد . دکتر سیمین دانشور فرزند راستین یک قرن ادبیات معاصر ایران است و نیز به گفته ی سیمین بهبهانی خطاب به او باید گفت  «تو همیشه مادر بوده ای مادر هر که می نویسد می سراید می گوید و می اندیشد ….».

این نوشته درفیس بوک مدرسه فمینیستی منتشر شده است

Advertisements

در حاشیه

۱ دیدگاه (+مال خودتان را بیافزایید؟)

  1. Abbas
    آوریل 28, 2011 @ 17:47:58

    خالق سووشون يك سر از همسرش ، سر بود!

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: